قتل عام ارامنه در سال 1915 توسط امپراطوري عثماني!!؟
“به نقل از نشریه دانشجویی یارپاق دانشگاه تربیت معلم تهران”
آزاد تبریز-
سال 1915 كه همزمان با آغاز جنگ جهاني اول و ورود
عثماني به جبهه عليه متفقين بود از نظر ملي گرايان
ارمني بهترين فرصت به شمار مي آمد , به طوري كه
Louise Nalbadian اظهار مي دارد كه ” كميته هاي
انقلابي ارمني ورود دولت به عرصه جنگ را بهترين
فرصت براي آغاز شورش عمومي براي دستيابي به
اهدافشان مي دانستند.”چون در اين صورت دولت عثماني
نيروي كافي براي جنگ داخلي نداشت. حتي قبل از شروع
جنگ در آگوست 1914 رهبران عثماني براي كسب اطمينان
از حمايت ارامنه در هنگام ورود عثماني به جنگ, با
سران حزب داشناك در ارزروم ديداري داشتند و
داشناكها قول دادند كه در صورت ورود عثماني به جنگ
وظيفه خود را به عنوان يك هم وطن در ارتش عثماني
ايفا خواهند كرد ولي داشناكها نه تنها به اين قول
خود عمل نكردند بلكه مدتها قبل از آن يك كنگره سري
داشناك كه در ژوئن 1914 در ارزروم تشكيل جلسه داده
بود تصميم گرفته بود كه در صورت بروز جنگ در آينده
نزديك حمله اي سراسري عليه دولت عثماني سازمان
دهند . به همين منظور ارامنه روسيه هم به ارتش
روسيه پيوستند تا به محض اعلام جنگ حمله اي عليه
عثماني ها تدارك ببينند . روسها به ارامنه روسيه
قول داده بودند كه در جهت آزادي بيشتر ارامنه
عثماني, روي دولت عثماني فشار وارد آورد به شرط
اينكه آنها نيز در جنگ بدون هيچ قيد و شرطي در
خدمت روسيه باشند . روسها در صورت آزادي ارامنه
آناتولي تشكيل يك دولت خودمختار ارمني را محتمل مي
ديدند و فكر مي كردند اين امر با حمايت روسيه
امكانپذير است .
در حقيقت روسها مي خواستند با اين كارشان آناتولي
شرقي را از خاك عثماني جدا كرده و به روسيه ملحق
سازند .
همانطور كه تاريخ
نيز گواهي داده است ارمنيان به خاطر حفظ و افزايش
منافع خودشان از خيانت در حق دوستان و همسايگانشان
هيچ ابايي نداشتند و آنان در سال 1915 بر اين
حقيقت صحه گذاشتند و اينبار خيانتي بس بزرگتر را
نه در حق دوستان بلكه هم ميهنانشان و دولتي كه
آنان را محترم مي شمرد مرتكب شدند.
به محض اعلام جنگ عليه عثماني از طرف روسها نشريه
“افق ” ارگان رسمي جامعه داشناكها اعلام كرد : ”
ارامنه نيروهاي خود را به نفع روسها آرايش كرده
اند و در حال تشكيل گروههاي داوطلب جنگ هستند .”
كميته هاي داشناك به هسته هايشان كه براي شورش در
داخل امپراطوري عثماني از مدتها قبل در حال آماده
سازي بودند دستور دادند به محض عبور ارتش روسيه از
مرزها و آغاز عقب نشيني عثماني ها دست به شورش
بزنند, از سوي ديگر سربازان ارمني ارتش عثماني
واحدهايشان را همراه با سلاحهايشان ترك كرده ,
نيروهاي راهزن تشكيل داده و به روسها ملحق شوند.
حتي پاپازيان(Papazian), نماينده ارمني شهر وان در
پارلمان عثماني به محض شروع جنگ تبديل به يك رهبر
مبارزه گر بر عليه عثماني شد و بيانيه اي با اين
مضمون انتشار داد : خيل داوطلبان ارمني در قفقاز
بايد خودشان را براي جنگ آماده كنند و به عنوان
واحدهاي پيشرو در خدمت ارتش روسيه باشند و به آنها
در تسخير نقاط كليدي كه ارامنه در آنها زندگي مي
كنند كمك كنند و به سمت آناتولي پيشروي كنند و به
واحدهاي ارمني كه در آنجا مستقر هستند , ملحق
شوند” . همانطوري كه روسها در قلمرو عثماني در
آناتولي شرقي پيشروي مي كردند توسط واحدهاي پيشرو
متشكل از نيروهاي داوطلب ارمني روسي و عثماني
هدايت مي شدند . بيشتر آنها گروه هاي مسلح راهزن
تشكيل داده و به قتل و غارت مشغول شدند. در ظرف
چند ماه اول جنگ چريكهاي ارمني كه در ارتباط و
همكاري نزديك با ارتش روسيه بودند شهرها و
روستاهاي منطقه شرق آناتولي را مورد حملات وحشيانه
خود قرار دادند , منازل آنان را بي رحمانه با خاك
يكسان كردند و همزمان مي كوشيدند با از بين بردن
جاده ها و پلها و حمله به كاروانها در امور جنگي
ارتش عثماني خرابكاري نمايند .
فجايعي كه
نيروهاي داوطلب ارمني همراه روسها مرتكب شدند به
قدري شديد بود كه فرماندهان روسي مجبور شدند آنها
را از خطوط مقدم جبهه عقب ببرند و وظايفي مانند
نگهباني در پشت خطوط مقدم به آنها محول نمايند .
ظلم و ستم ارامنه تنها گريبانگير تركها و مسلمانان
نشد, ارامنه از اينكه يهوديان و يونانيان با آنان
در شورش داخلي عليه دولت همگام نشده بودند ناخشنود
بودند در نتيجه در “ترابزون” و اطراف آن هزاران
يوناني توسط داشناكها قتل عام شدند و در منطقه
“ساكاريا” يهوديان مورد حمله و قتل عام چريكهاي
ارمني قرار گرفتند. هدف عمده اين تجاوزها و قتل
عام ها اين بود كه تنها ارامنه اين نواحي به عنوان
ساكنين دولت جديد ارمني باقي بمانند و در حقيقت
كاري انجام دادند كه امروزه به عنوان پاكسازي
نژادي معروف است.
رهبران اولين واحدهاي ارمني كه به همراه مهاجمان
روسي از مرزهاي عثماني عبور كردند عمدتاً
نمايندگان سابق پارلمان عثماني بودند. يكي از آنها
نماينده سابق ارزروم به نام “كاركين پاستيرماسيان”
كه بعداً اسم انقلابي Armen Garo را براي خود
برگزيد. يكي ديگر از اين رهبران كه او نيز نماينده
پارلمان بود هامپارسون بوياسيان بود كه تحت نام
مستعار “مراد” تمام روستاهاي پشت خطوط جبهه را با
خاك يكسان كرد. او مخصوصاً دستور مي داد كودكان را
بكشند چرا كه بعداً تبديل به دشمن آنان مي شدند.
در مارس 1915 نيروهاي روسيه به سمت “وان” پيشروي
كردند؛ به دنبال آن در 11 آوريل ارامنه وان دست به
يك شورش گسترده زده و طي آن شروع به قتل عام
تركهاي آن منطقه نمودند تا بدين وسيله راه دستيابي
روسها به آن منطقه را هموار كنند. به پاس خدمات
ارامنه, تزار نيكلاي دوم در تاريخ 21 آوريل
تلگرامي براي كميته انقلابيون ارمني وان فرستاده و
در آن از خدمات آنان قدرداني به عمل آورد. روزنامه
ارمني Gochnak كه در ايالات متحده منتشر مي شد در
تاريخ 24 مه با افثخار گزارش داد كه تنها 1500 نفر
ترك در شهر وان باقي مانده و ما بقي همه قتل عام
شده اند.
نماينده حزب داشناك در نشستي كه در فوريه 1915 در
تفليس برگزار شد به كنگره ملي ارمني اعلام كرد كه
روسيه براي تجهيز و آماده سازي ارامنه عثماني
242000 روبل قبل از جنگ به آنها كمك كرده بود. تحت
چنين شرايطي كه نيروهاي روس در يك جبهه گسترده در
شرق در حال پيشروي بودند و چريكهاي ارمني مرگ و
ويراني را همه جا مي گستراندند, تصميم دولت عثماني
مبني بر خارج كردن ارامنه از مناطق جنگي يك اقدام
متعادل و كلاً مشروع در دفاع از خود بوده است.
حتي بعد از شورش ها و تجاوزات در”وان” دولت عثماني
تلاش نهايي خود را براي جلب حمايت عمومي ارامنه
بكار برد و طي نشستي با اسقف اعظم, بعضي از
نمايندگان ارمني پارلمان و ديگر نمايندگان ارمني
به آنان هشدار داد كه چنانچه ارامنه دست از كشتار
مسلمانان برندارند و خود را از جنگ كنار نكشند
تدابير جدي و شديدتري از سوي دولت عثماني
بكارگرفته خواهد شد.هنگامي كه هيچ نشانه اي دال بر
كاهش حملات و تجاوزات ارمنيان بدست نيامد, نهايتاً
دولت عثماني واكنش نشان داد. در 24 آوريل 1915
كميته هاي انقلابي ارمني تعطيل شدند و 235 نفر از
رهبران آنها به جرم فعاليت هاي ضد دولتي دستگير
شدند و بدين ترتيب پرونده اين قائله تا حدودي بسته
شد.
گروه هاي ملي گراي ارمني همه ساله ياد و خاطره اين
روز را زنده مي كنند و ادعا دارند در چنين روزي
پروسه قتل عام ارمنيان به اجرا گذاشته شد.
در جريان اخراج
ارامنه از عثماني, با وجود اينكه دولت با جنگ
داخلي و خارجي دست به گريبان بود اما با اين حال
تا حد امكان سعي شد در كمال انصاف و مهرباني با
آنان رفتار شود. از بين 700000 ارمني كه تا اوايل
1917 به اين طريق انتقال داده شدند يقيناً بعضي ها
جان خود را در نتيجه جنگ و راهزنيهاي مسلحانه اي
كه در منطقه عبور آنان اتفاق مي افتاد از دست
دادند. بعلاوه مرگ بعضي از آنان ناشي از نا امني
خونريزي هايي بود كه نيروهاي قبيله اي مسبب آن
بودند. البته لازم به ذكر است كه اين تبعيد ها در
حالي صورت مي گرفت كه سرتاسر قلمرو عثماني به علت
جنگ و پيامدهاي آن به شدت از كمبود مواد غذايي,
سوخت و دارو رنج مي برد و در چنين شرايطي نه تنها
ارمني ها بلكه كل عثماني با خطر مرگ تهديد مي شدند
و نبايد مرگ چند نفر در اثر سرما و گرسنگي را به
حساب قتل عام آنها گذاشت.
همه اين ادعاها در حالي از سوي داشناكها و حاميان
غربيشان مطرح مي شود كه هنوز تاريخ جنايات
داشناكها را در شهرهاي خوي , سلماس , اروميه و
خوجالي از ياد نبرده است . در حال حاضر نيز شاهد
اشغال 20 درصد از اراضي آذربايجان شمالي توسط
ارمنستان مي باشيم . آري قره باغ هنوز هم در آتش
كين داشناكهاي ارمني مي سوزد .
براي نمونه جهت روشن شدن ميزان شقاوت ارامنه در
كشتار زنان و كودكان بي گناه مسلمان, جنايتهاي
هولناكي كه آنان عليه روستائيان “اوميدلي”
آذربايجان شمالي مرتكب شدند عيناً از صفحه 152
كتاب “سالهاي خونين” نقل مي شود :
» به رغم برخاستن صداي شيپور جنگ از سوي ارامنه كد
خدا اسماعيل هنوز متوجه حساسيت اوضاع نشده بود. او
به خاطر ميهمان نوازيهايي كه در حق ارامنه انجام
داده بود, هرگز فكر نمي كرد مورد حمله أنها واقع
شود. اما به رغم اين ناباوري, داشناكها اهالي
روستاي اوميدلي را از چهار طرف محاصره كرده و به
زير آتش گرفتند. مردم بي دفاع در برابر حمله
ارامنه غافلگير شدند. ارامنه ابتدا مردان را از
زنان جدا كردند و سر آنها را با شقاوت بريدند.
آنها بعضي از زنان را به همين صورت كشتند. تنها 30
نفر توانستند از آن مسلخ هولناك انساني جان سالم
بدر برند و ديده هاي خود را نقل كنند. اين
بازماندگان گفتند : ارامنه زنان حامله مسلمان را
شكم دريدند و سرهاي خونين جنينها را از شكمهاي
پاره پاره زنان بيرون آوردند. در چنين شرايط مخوفي
دوشيزگان و بانوان مسلمان از شدت درماندگي جهت حفظ
ناموس خود به هر سو مي دويدند. «
در 27 اسفند 1296 برابر با 17 مارس 1917 ميلادي,
ارامنه و آشوريها با هدايت “نيكيتين” كنسول روسيه
در اروميه “شت” رئيس مذهبي مسيونرهاي امريكا در
اين شهر, اقدام به قتل و غارت مسلمانان نمودند,
بگونه اي كه گفته مي شود در عرض يك روز نزديك به
ده هزار مسلمان در اروميه و حومه آن بي رحمانه قتل
عام شدند و صحنه هاي تكان دهنده كشتار خونين
روستاي اوميدلي در آذربايجان شمالي, اين بار در
آذربايجان ايران تكرار شد. پس از اين كشتارها
مناطق غربي آذربايجان ايران دستخوش حملات ارمنيان
گرديد و در شهرهاي سلماس, خوي و ماكو نيز هزاران
مسلمان قرباني نسل كشي نفرت انگيز مسيحيان شدند.
گفته مي شود» داشناكها در اين منطقه با همدستي
مسيحيان چندين بار فرمان قتل عام آذربايجانيها را
صادر كردند.«و به اين ترتيب تا هفته ها وحشت شديدي
را بر منطقه حكمفرما نمودند. ( تراب زاده, منيژه و
جمعي از نويسندگان, ماهيت تحولات در آسياي مركزي و
قفقاز, تهران, دفتر مطالعات سياسي, 1373 ص 71).
بي ترديد قبر
هاي دسته جمعي مسلمانان آذربايجاني كه هنوز نيز در
اطراف سلماس و اروميه قابل رويت است حكايت از
ميزان مظلوميت شهروندان اين دو شهر در برابر حملات
ضد بشري مسيحيان دارد.
در اين شرايط به دليل ضعف دولت تهران و بي خبري
تاسف باري كه عموماً بر پايتخت در قبال معضلات
آذربايجان حاكم بود, هيچ نيروي دولتي براي دفاع از
شهروندان مظلوم آذربايجان غربي گسيل نشد. در واقع
اين كشتارهاي ددمنشانه هنگامي به پايان رسيد كه
نيروهاي عثماني تحت عنوان “اردوي اسلام” به ياري
مسلمانان آذربايجان شتافتند و مردم مصيبت ديده را
در پناه خود گرفتند.