نامه اعتراضآميز عراق به سفارت
جمهوری اسلامی
خبرگزاری حکومتی فارس: معاون وزير امور
خارجه عراق اعلام کرد در پي اقدام
غيرقانوني جمهوری اسلامی در چاههاي مشترك
عراق با ايران، دولت عراق نامه اعتراض
نامه خود را تقديم سفارت این رژیم در عراق
كرد.
وزارت خارجه عراق اين موضوع را پيگيري
ميكند و يك هيأت بهزودي درباره مسائل
مرزي از جمله چاههاي نفتي مشترك به تهران
سفر ميكند.
پیشتر رئيس سازمان بازرسي عراق گفته
بود جمهوری اسلامی بيش از 15حلقه از
چاههاي نفتي مشترك را در منطقه مرزي
«الطيب» در جنوب عراق تصاحب كرده و
غيرقانوني از اين چاه بهرهبرداري ميكند.
IranPressNews
افزایش کودک آزاری در ايران

بيش از ۹۰ درصد کودک آزاری ها در محيط
خانه اتفاق می افتد
مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان از گزارش شدن 50 مورد کودک آزاری
در سه ماهه اخیر به این سازمان غیردولتی خبر داد.
فرشید یزدانی منبع این اطلاعات را تماس هایی اعلام کرد که با انجمن
صورت گرفته است و به گفته او بیشتر تماس ها از جانب مادران و سپس
معلمان کودکان بوده است.
به گفته آقای یزدانی، در این میان کودک آزاری های جنسی و آزار توسط
کادر آموزشی مدارس افزایش داشته است.
آقای یزدانی گفت 60 درصد این موارد، پسر و مابقی دختر بودند. پنجاه
درصد از کودکان توسط پدرانشان آزار دیده اند، و 20 درصد آزارها توسط
کادر آموزشی صورت گرفته است.
گفتگو با فرشید یزدانی، مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان
آقای یزدانی یکی از دلایل افزایش موارد کودک آزاری را این دانسته است
که ترویج خشونت در ایران به "یک نرم جدی" تبدیل شده است. حوزه های
آموزشی و برنامه های صدا و سیما از جمله مواردی هستند که آقای یزدانی
آنها را از جمله عوامل کمک کننده به این وضعیت می داند.
به گفته آقای یزدانی، انجمن حمایت از حقوق کودکان پیش از این نیز در
یکی دو مورد به خشونت در برنامه های تلویزیونی هشدار داده بود.
مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودک درباره ترکیب خانواده های کودکان
آزار دیده گفت: "چهل درصد از خانواده ها فقیر و بیکار، 20 درصد دارای
سابقه طلاق، و 35 درصد از والدین کودکان، معتاد بودند و 15 درصد از این
کودکان با ناپدری و نامادری زندگی می کنند.
به گفته وی کودک آزاری جنسی از 11 درصد موارد گزارش شده در سال گذشته
به 15 درصد موارد در سال جدید افزایش یافته است.
آقای یزدانی در رابطه با نوع آزارها نیز گفت: "چهل درصد آزارهای جسمی،
30 درصد عاطفی، 30 درصد غفلت، 20 درصد آموزشی، 10 درصد بهره کشی
اقتصادی و 20 درصد آزارهای جنسی بوده است. البته این آمارها دارای هم
پوشانی است."
BBC
به بهانه انحلال تنها تشکل رسمی
آذربایجانی كشور(جمعيت اسلامي دانشجويان زنجان)
باريش زنگانلي
این مقاله
قرار بود در اردیبهشت 86 در یکی از نشریات دانشگاه زنجان به چاپ برسد
که دقیقا یک روز قبل از انتشار، نشریه توقیف گشت، اینک جهت ارائه به
همگان در سایت قرار می گیرد.
به بهانه انحلال تنها تشکل رسمی آذربایجانی در کشور
بیایید به خود آییم و خودمان باشیم
در روزهای اخیر اخبار حیرت آور زیادی می شنویم که برای افراد جامعه غیر
قابل تحمل شده است. سرکوب اعتراضات به حق و مدنی کارگران، زنان، معلمین
و دانشجویان در سراسر این مرز و بوم رنگ و بوی شدید تری بر خود گرفته
است و در این میان سرکوب فعالان قومی و هویت طلبان وارد مرحله ی جدید
تری شده است. خواسته های هویت طلبان که شامل رفع مظالم سیاسی، اقتصادی،
فرهنگی و اجتماعی از مناطق غیر فارس کشور، حذف سیاستهای شوونیستی و
نژادپرستانه ی دولت، به رسمیت شناختن مطالبات ملل غیر فارس و... می
باشد در سال های اخیر به دلیل نا امید شدن از حاکمان در بر آورده کردن
این مطالبات، به صورت خواسته های ملی تبدیل گشته و در قالب اعتراضات
مردمی در شهر ها و مناطق مختلف بروز پیدا کرده است. در این میان
مبارزات ملی ترکها و ملت آذربایجان به جهت جمعیت زیاد آن در کشور و
نفوذ آنان در بدنه ی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کشور بویژه بعد از
اهانت صریح دولت در نشریه ی ایران به ترک ها از اهمیت ویژه ای برخوردار
است. ملت آذربایجان زمانی که متوجه شدند حاکمیت کوچکترین توجهی به
مطالبات آنان ندارد و کمترین ارزشی برای خواسته های آنان قائل نیست و
حتی با اعمال سیاست هایی در صدد تضعیف هویت، فرهنگ ، اقتصاد و...
آذربایجان و غالب ساختن فرهنگ بیگانه بر آن ها می باشد و با ناامید شدن
از بر آورده ساختن مطالبات خویش از سوی مقامات ارشد نظام و دولت ، با
برگزاری سالانه ی همایش مردمی قلعه ی بابک در کلیبر ترفندی جهت توجه
مجامع جهانی به ظلم های وارده بر آنان و اعلام خواسته های بحق خویش در
مقیاس جهانی اندیشیدند که بعد از چندین سال این همایش به صحنه ی عظیم
هویت طلبی ترکها تبدیل گشت و حکومت بار دیگر به جای پرداختن به حقوق
بدیهی ملت اقدام به سرکوب شدید این حرکت ها کرد که دستگیری های گسترده
ی فعالان ملی آذربایجان را در پی داشت ولی نتوانست از عزم ملت در ادامه
ی حرکت خویش بکاهد.
در پی اهانت روزنامه ی دولتی ایران، آذربایجان به صحنه ی اعتراضات
بسیار گسترده ملت به ظلم های 80 سال اخیر به ملل غیر فارس و اعلام
خواسته های ملی تبدیل گشت. در این اعتراضات دانشگاهیان مؤثرترین گروه
بودند و آغازگر تمامی اعتراضات در همه ی شهر ها، دانشگاه و دانشجویان
بودند. حاکمیت که غافلگیر شده بود به منظور کاهش اعتراضات اقدام به
توقیف روزنامه ی ایران نمود و سراسیمه در عرض یک هفته نیروهای خویش را
جهت سرکوب عصیان آذربایجان به شهر های مختلف ترک گسیل داشت و در مدت
چند روز هزاران نفر از مردم و دانشجویان دستگیر شده و به حبس های طویل
المدت محکوم شدند، ده ها نفر در شهر های مختلف به ضرب گلوله ی مهرورزان
کشته و مجروح گشتند. دامنه ی اعتراضات به خارج از کشور کشید و ترک ها
در سراسر جهان به ویژه در آذربایجان و ترکیه و پایتخت های کشور های
اروپایی دست به اعتراض های گسترده زدند تا صدای مظلومیت ملل تحت ستم
ایران را به گوش دنیا برسانند. ولی در داخل کشور با کمال حیرت هیچ کدام
از مدعیان حقوق بشر از این ملت حمایت نکردند، انجمن های اسلامی که در
دانشگاه ها داعیه ی آزادی خواهی و حقوق بشری دارند بیشتر از حکومت در
سانسور اخبار و وقایع آذربایجان مبادرت ورزیدند.
احزاب و گروه ها و سازمان های مختلف آزادی خواه و حقوق بشری!!! نه تنها
کمترین حمایتی از ملت آذربایجان نکردند بلکه در پاره ای موارد از
اقدامات حکومت نسبت به کشتار و سرکوب ترک ها با سکوت خویش حمایت نیز
نمودند. به راستی که این احزاب، گروه ها،انجمنها و سازمانها و ... جز
برای قدرت و ثروت نمی کوشند که اگر جز این بود و کمترین اعتقادی به
حرکات اجتماعی داشتند در هنگامه به خون غلتیدن ترکها، واکنش نشان
میدادند و لااقل می توانستند اهانت روزنامه را محکوم کنند ولی نه تنها
چنین نشد بلکه بعد از اتمام سرکوبهای ظاهری حکومت و پر شدن زندانهای حق
علیه جور و باطل، موج عظیم نگرانی روشنفکران ، آزادیخواهان و ایران
برای همه ایران طلبان را نسبت به بیکاری چندین کارمند دفتر روزنامه ی
ایران فرا گرفت و درخواستها مبنی بر رفع توقیف نشریه روز به روز افزایش
یافت و قیام ملی آذربایجان در نظر آنان به صحنه های اکشن و مهیج فیلم
ها تبدیل گشت و اهانت نشریه اشتباهی سهوی قلمداد شد. روشنفکر نماهای رو
به صفت اگر روزی به قدرت برسند ، وحشیانه تر و مستبد تر به سرکوب
خواسته های ملت خواهند پرداخت چرا که اساس تفکر و اندیشه ی آنان بر
منافع گروهی و شخصی و تعاریف خاص ذهنی خودشان استوار است و ایران را
برابر فارس می دانند و ترک را غلام وحشی که بر اساس اسطوره های شاهنامه
همواره با فارس درگیر بوده و همین تفکر غلط، آنان را از حمایت از ملل
غیر فارس منع می کند و فقط در روز های سرنوشت ساز انتخابات با شعارهای
پوشالی از ملل غیر فارس به عنوان ماشین رأی جمع کنی استفاده می کنند.
هرچند که کلیت این نزاع های حزبی به بازی خیمه شب بازی می ماند که
گردانندگان آن ها حضور هر دو طرف بازی را برای اجرای یک نمایش خوب،
ضروری می دانند و حذف یک طرف از صحنه ی رقابت ها به مانند شکستن یک بال
پرواز خواهد بود، لذا بیش از این نیز نباید از آنها انتظار داشت.
بعد از اتمام اعتراضات مردمی خرداد ماه در آذربایجان، در مناسبت های
دیگر ملت تصمیم گرفتند که اعتراضات را به داخل شهر ها کشیده و بر
خواسته های خویش اصرار ورزند.
اعتراضات اول مهر در همه شهرهای آذربایجان، سالگرد ستارخان در تهران ،
مراسمهای 21 آذر و در نهایت روز جهانی زبان مادری در دوم اسفند به صحنه
های بی دلیل نمایش اراده ی ملی تبدیل گشت و به همگان آموخت که اگر ملت
بخواهد، می تواند و نباید از سرکوب های مقطعی و زندان های راه آزادی
هراسی داشت چرا که ما در زندان بزرگ تری در چنگال مستبدان اسیر هستیم
حال زندگی پشت میله های آهنی چه واهمه ای می تواند داشته باشد؟
اعتراضات گسترده و هماهنگ آذربایجان و نقش مؤثر دانشگاه ها در آگاه
سازی ملی، حاکمیت را بر آن داشت تا با آنان به صورت گسترده بر خورد
نماید.
تمامی اعضای فعال دانشجویان در اردبیل، تبریز، ارومیه و دیگر شهر ها
دستگیر شدند و با اتهامات واهی به زندان، تعلیق ترم و... محکوم شدند،
در زنجان به دلیل نیروی عظیم تشکل جمعیت اسلامی و حضور پر قدرت آنان در
اعتراضات و تحصن ها، تا کنون برخورد فردی با هیچ یک از اعضا نشده است.
شاید چنین برخودی می توانست زمینه ساز اعتراضات دیگر شود ولی با شروع
سال تحصیلی فشارها به گونه ای دیگر بر این تشکل وارد گشت.
با گذشت یک هفته از آغاز مهر ماه و شروع سال تحصیلی(85)، بودجه ی تشکل
قطع گردید تا شاید تأثیر مهمی در کاهش فعالیتهای این تشکل داشته باشد
ولی وقتی دانشجویان هویت طلب اقدام به تأسیس صندوق جهت جمع آوری کمک
های دانشجویی کردند این توطئه به صورت جدی خنثی شد لذا مسئولین رویکرد
جدیدی برای مقابله با این تشکل آغاز کردند: عدم صدور مجوز برای برنامه
های در خواستی. شاید با این کار از تأثیر مستقیم تشکل روی دانشجو کاسته
می شد و کم کم قدرت نفوذ آن تحلیل می رفت، ولی اعضای جمعیت با بر پا
کردن کلاس های ترکی توانستند به صورت هفتگی علاوه بر یادگیری زبان و
ادب خویش، وحدت و انسجام لازم را حفظ کنند. نشریات تشکل نیز در سطح
خوبی منتشر می شد، با آغاز ترم جدید(بهمن 85)، جمعیت اسلامی خود را
برای برگزاری هرچه با شکوه تر مراسم روز جهانی زبان مادری آماده می
ساخت که ناگهان نامه ی هیأت نظارت مبنی بر مخالفت با کلیه ی برنامه های
یک هفته ای جمعیت اسلامی ابلاغ شد. دانشجویان باز هم از پا ننشستند و
در روز دوم اسفند ماه اقدام به تجمع زده و انزجار خویش را از ادامه ی
سیاست های شوونیستی در دستگاه های مختلف حکومتی به ویژه صدا و سیما و
آموزش و پرورش ابراز داشتند و اعلام نموند که باید آموزش در ایران بر
اساس زبان مادری هر ملتی ارائه گردد و هر فرد از حداقل حقوق انسانی
خویش برخوردار باشد. با وجودی که این خواسته ها در قانون اساسی نیز به
رسمیت شناخته شده و حتی قانون اجازه ی تجمعات مسالمت آمیز را به ملت
داده است، مسئولان دانشگاه در ادامه ی روند افزایش فشار بر تشکل ها،
بلافاصله ابتدا حکم توقف فعالیت و سپس انحلال تشکل را صادر نمودند، این
اقدام در حالی صورت گرفت که در خواست برگزاری انتخابات جمعیت اسلامی با
گذشت بیش از یک ماه از تاریخ درخواست، هنوز بررسی نشده بود.
جمعیت اسلامی بعد از تعطیلات نوروز 86 به این حکم اعتراض کتبی نمود و
حتی شکایتی نسبت به اقدامات فرا قانونی مسئولان جدید دانشگاه را تنظیم
نموده و ارائه کرده بود و با این اقدامات منتظر صدور رأی نهایی مسئولان
از سوی هیأت نظارت مرکزی بود که با کمال تعجب و حیرت شاهد یورش وحشیانه
ی حراستی ها به دفتر تشکل بودند که با شکستن قفل در، دفتر جمعیت را
پلمپ نمودند. شاید آن شب مسئولان دانشگاه راحت به بالین رفتند چرا که
دفتر 3×2 هویت طلبان دانشگاه را که با خلوص نیت در راه آزادی ملت خویش
می کوشیدند را اشغال کردند و به باور خود فعالیتهای آزادیخواهی و هویت
طلبی را در دانشگاه از بین بردند.
کارها و اقدامات مسئولان دانشگاه چندان دور از انتظار نبود ولی در عجبم
از بوق و سرناهای به اصطلاح آزادیخواهان و مدافعان حقوق بشر و... که
باز هم سکوت پیشه نموده و ندای حق طلبی دانشجویانی را که به نمایندگی
از ملتی بزرگ این چنین وحشیانه مورد تهاجم قرار می گرفتند را نشنیدند.
وقتی صدای حق طلبی و اعتراض مردم زنجان در روز جهانی زبان مادری به
وحشیانه ترین حالت ممکن سرکوب گشت، وقتی میدان انقلاب زنجان صحنه ی در
گیری مأمورین با هویت طلبان بود، وقتی در چهارراه انقلاب فرهنگ دوستان
و روزنامه نگاران و دانشجویان زنجانی به خون غلتیدند و بیش از 30 نفر
دستگیر شدند، در اذهان کوچک این مدعیان دروغین آزادی و بت پرستان مدرن
هیچ تأثیری نداشت، آن جا که در عرض چند دقیقه فقط 7 نفر از دوستان
خودمان از دانشگاه زنجان دستگیر شدند، برخی دانشجویان دانشگاه های دیگر
(آزاد و...) دستگیر شدند، هیچ صدایی از این حقوق بشر خواهان بلند نشد،
حتی اخبار این روز نیز توسط آنان سانسور شد، در هیچ یک از نشریات آنان
کوچکترین نشانی از چنین رویداد بزرگ در زنجان به چشم نمی خورد. ولی
وقتی مقایسه کنیم با سایر وقایع مشابه که حتی اعتراضات صنفی همفکران
خویش را با حرکات آزادی خواهانه رنگ می کنند و سیل عظیم اعتراضات و
بیانیه ها و... سرازیر می شود. جالب تر این که وقتی یک تشکل بزرگ
دانشجویی در دانشگاه زنجان با این وضعیت منحل می شود هیچ نشانی از
اعتراض و حتی انتشار خبر آن توسط این حقوق بشر خواهان!!! نیست.
اینک دانشجویان باید بیدار شوند، بال های دوگانه ی حرکت ظلم و قدرت
طلبان را رها کنند و به عزت و شرافت انسانی بیاندیشند، فریب شعار های
رنگین دو طرف را نخورند. باید که متحد شویم، باید یکی شویم در برابر
ظلم و جور و استبداد. فریاد ترک، کرد، عرب، بلوچ و تورکمن باید با
فریاد های کارگران و معلمان و... گره زده شود و مشت قدرتمندی شوند بر
پیکره ظالمان. اتهام فعالان دانشجویی و جمعیت اسلامی استفاده از زبان
بیگانه و ملت خطاب کردن اقوام است، گستاخی مسئولین به جایی رسیده که
زبان ترکی را زبان بیگانه میدانند و این گونه به ملت توهین می کنند.
هویت طلبان آذربایجانی اینک هیچ تشکل، نهاد یا کانونی در دانشگاه
ندارند، در دانشگاهی که در یک استان ترک قرار دارد و این تحمیل قدرت
حکومت به ملت و دانشجویان است که دانشجویان را از کمترین حقوق مدنی
خویش محروم ساخته است. آنانی که برای هویت، فرهنگ، شرافت انسانی و هستی
خویش بهایی قائلند باید در برابر ظلم های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...
که بر ملت آنان و در بعد کوچک تر آن در دانشگاه به آنان وارد می شود
بایستند و سرنوشت خویش را با دستان خویش رقم زنند تا جنگهای عوام
فریبانه ی اصلاح طلبان و اصولگرایان به باد تمسخر گرفته شود و توطئه
های آنان خنثی شود تا این مدعیان بدانند حنای آنان رنگ باخته است و
دانشجوی امروز با آگاهی و بیداری فریاد می زند: "گله جک بیزیمدیر".
باریش زنگانلی
Güney
Azərbaycan öyrənci Hərəkat
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی
آذربایجان - آسمک:
دادگاه ویژه روحانیت روحانی آذربایجانی را به یک سال حبس تعزیری محکوم
کرد

حجت السلام
عبدالعزیز عظیمی قدیم روحانی هویت طلب آذربایجانی از طرف شعبه دوم
دادگاه ویژه روحانیت در قم به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم
امروز چهاردهم بهمن ماه در پی احضاراو به دادگاه ویژه روحانیت به وی
ابلاغ شده است.
در حکم صادره چنین آمده است:
«
مستدرجات پرونده حاکی از آنست که متهم که قبلا در مورخه دهم فروردین
۱۳۸۴ طی دادنامه صادره از شبعه پنجم دادگاه ویژه روحانیت به ده سال
محرومیت از پوشیدن لباس روحانیت محکوم و پس از ده سال نیز پوشیدن مجدد
لباس روحانیت وی مشروط به تقاضای دادستان مجری حکم و موافقت دادگاه
ویژه گردیده است و رای صادره به تاریخ یکم اسفند ۱۳۸۴ به دنبال اعتراض
محکوم علیه در دادگاه تجدید نظر ویژه رسیدگی و عینا تایید و قطعیت
یافته است. آقای عظیمی قدیم پس از ابلاغ حکم قطعی در یک نوبت به لحاظ
تخلف از حکم دادگاه و پوشیدن لباس روحانیت محاکمه و به تحمل نود و یک
روز حبس محکوم میگردد. متهم در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۸۶در حالی که با تخلف
از حکم دادگاه ملبس به لباس روحانیت بوده، به دادسرای ویژه قم مراجعه
مینماید و در مراحل تحقیق نیز به تخلف از حکم صادره اذعان و بر آن
اصرار میورزد... »
دادگاه ویژه
روحانیت اتهام انتسابی به حجت الاسلام عظیمی قدیم را محرز و
مسلم دانسته و به استناد به تبصره ماده ۴۳ آیین نامه اصلاحی دادسراها و
دادگاههای ویژه روحانیت و رعایت ماده ۴۸ قانون مجازات اسلامی به تحمل
یکسال حبس تعزیری محکوم نموده است.
این حکم از طرف حسین بهرامی
رئیس شعبه دوم دادگاه ویژه روحانیت قم صادر گشته است.
عظیمی
قدیم طی سالهای گذشته بارها دستگیر و به زندان فرستاده شده است. از آن
جمله او روز جمعه چهاردهم مردادماه ۱۳۸۴ به هنگام شرکت در مراسم
گراميداشت سالروز مشروطيت كه در پارك طوبي تبريز در كنار مزار باقرخان
، سالار ملی، برگزار شده بود دستگیر و بعد از حدود سه ماه با قرار
وثیقه از زندان آزاد گشته بود. او بعد از محاکمه در دادگاه ویژه
روحانیت تبریز به يک سال زندان، پنج سال نفی بلد، و تبعيد از استانهای
آذربایجان محکوم شد. علاوه بر اين، حجت الاسلام قديمی به جرم «اهانت به
حيثيت روحانيت» به مدت ده سال خلع لباس شد. فروردین ماه ۱۳۸۵ حجت
الاسلام عظیمی قدیم را برای گذراندان مدت حبس به زندان تبریز فرستادند.
او ۶ ماه بعد به صورت عفو مشروط از زندان آزاد شد.
سازمان عفو
بین الملل در تاریخهای
۲۴ آوگوست ۲۰۰۵ - چهار
مه ۲۰۰۶ و
۲۷ اکتبر ۲۰۰۶ سه بیانیه جداگانه در مورد عبدالعزیز عظیمی قدیم
صادر کرده است.
چهارده بهمن ۱۳۸۶
علیرضا جوانبخت
سخنگوی کمیته دفاع از
زندانیان سیاسی آذربایجان-آسمک
quluncu@gmail.com
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان - آسمک:
دوازده نفر از مجروحین تظاهرات خرداد ۱۳۸۵ در
نقده
به پرداخت جزای نقدی محکوم شدند
دوازده نفر از مجروحین تظاهرات روز چهارم خرداد
۱۳۸۵ در نقده که در اعتراض به توهین روزنامه دولتی ایران به ترکهای
آذربایجان صورت گرفته بود٬ به پرداخت جزای نقدی محکوم شدند.
شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومی جزائی نقده در خصوص اتهام
۱- مهدی عزیززاده ۲- ناصر جهانگرد ۳- محمود حاجی محمدی ۴- علیرضا مهران
۵- کامران نوحه خوان ۶- ایرج محمدی ۷- حبیب رضوی ۸- یحیی نوروزی
۱۰-علیرضا ابراهیم زاده ۱۱-حسین مرادی ۱۲-علی نوری٬ دایر بر اخلال نظم
عمومی از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی٬ با توجه به گزارش مأمورین
نیروی انتظامی و مصدومیت متهمان در تجمعات غیرقانونی داخل شهر٬ جرم هر
دوازده نفر را محرز و مسلم تسخیص داده و متهمین به یک میلیون ریال
جریمه نقدی بدل از حبس و پانصد هزار ریال جریمه نقدی بدل از شلاق محکوم
شده اند. یکی از متهمین همین پرونده به نام ایرج تقی پور تبرئه شده
است.
این
حکم از طرف قاضی محمدنژاد رئیس شعبه ۱۰۱ دادگاه
عمومی جزائی نقده صادر گشته است.
تمام این سیزده نفر در اعتراضات روز چهارم خرداد
۱۳۸۵ توسط گلوله های مأمورین زخمی شده بوده اند و همین مصدومیت نیز
به صورت یکی از دلایل اثبات جرم در حکم صادره قید شده است. بنا به
گزارش های رسیده به کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان از نقده٬
حکم بسیاری از کسانی که با گلوله های نظامی و ساچمه ای مامورین زخمی
شده بودند و در دادگاه محاکمه گشتند٬ هنوز صادر نشده است.
همچنین طی هفته های گذشته حکم شلاق در مورد عده
ای از فعالان نقده ای از جمله٬ مهندس ابراهیم معینی٬ علی حاج محمدی و
ولی آذریون که برادرش "توحید آذریون" را در چهار خرداد ۱۳۸۵ در اثر٬
شلیک گلوله های مامورین از دست داده٬ اجرا شده است.
مهندس ابراهیم معینی که از
اردیبهشت ۱۳۸۶ در زندان نقده به سر می برد٬ هنگام آزادی در روز ۲۲ دی
ماه گذشته حکم ۴۰ ضربه شلاق در موردش اجرا شد. وی بعد از اعتراضات مردم
نقده در چهار خرداد ۱۳۸۵ به جرم شرکت در تظاهرات دستگیر و بعد از حدود
دو ماه بازداشت با قرار وثیقه آزاد شده بود. ابراهیم معینی در اردیبهشت
۱۳۸۶ قبل از مراسم سالگرد اعتراضات سال قبل بازداشت شده و به ده ماه
حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی و تحمل ۴۰ ضربه شلاق محکوم
گشت.
علی حاج محمدی دیگر فعال نقده ای هم اواخر
آبانماه امسال بعد از تحمل حکم شلاق جهت گذراندن چهار ماه حبس تعزیری
به زندان نقده فرستاده شده است.
حکم بیست ضربه شلاق در مورد ولی آذریون که
برادرش "توحید آذریون" را در چهار خرداد ۱۳۸۵ در اثر٬ شلیک گلوله های
مامورین از دست داده است روز ۲۶ دیماه امسال اجرا شد.
این در حالی است که خانواده های چهار فعال نقده
ای که در تظاهرات چهار خرداد ۱۳۸۵جان خود را از دست داده اند تحت فشار
اداره اطلاعات نقده قرار دارند و به آنها اخطار داده شده است که به
صورت جمعی بر سر مزار فرزندان خود حضور نیابند. به آنها همچنین اعلام
گشته است که فقط اعضای خانواده اجازه دارند بر سر مزار ها به اجرای
مراسم بپردازند. در جریان سرکوب اعتراضات نقده از طرف مامورین جمهوری
اسلامی ایران دهها تن کشته و زخمی شدند. تلوزیون دولتی ایران کشته شدن
چهار نفر در تاریخ چهار خرداد ۱۳۸۵ به نامهای: توحيد آذريون (۲۵ ساله)
-همت اسمزاده (۳۵ ساله متأهل) - حسین فتحي پور(۱۷ ساله دانش آموز)-
عسگر قاسمي (۳۹ ساله متأهل) را تأیید کرد.
شکایت این خانواده ها از نیروی انتظامی، سپاه و
مقاومت بسیج نقده به علت شلیک مستقیم بسوی فرزندانشان از بیست ماه
گذشته تا کنون بی جواب مانده است.
چهارده بهمن ۱۳۸۶
علیرضا جوانبخت
سخنگوی کمیته دفاع از
زندانیان سیاسی آذربایجان-آسمک
quluncu@gmail.com
|