اینجا ترکمن صحرا ست قربانگاه انسانهای زبان بسته خسته

 

آری اینجا ترکمن صحرا است، سرزمینی که زمانی جولانگاه اسبهای تیز تک و آزاد و رهای ترکمن بوده است، سرزمینی که تک سوارانش با سم اسبان خود خواب را بر دشمنان دور دست آشفته می کردند، سرزمینی که بیرق آزادی ترکمن با نسیم خزری به اهتزاز در می آمد.

پس از آن شکست، آری پس از شکست رهبر ترکمنها، عثمان آخوند، در برابر سپاه عظیم حکومت رضا خان پهلوی اکنون سالیان درازیست که این سرزمین روی آرامش به خود ندیده و از آن سلحشوران افسانه ای اش جز افسانه ای بر جای نمانده است.

آری اینجا ترکمن صحرا است، ترکمن صحرای خاموش، ترکمن صحرای لگد مال شده زیر چکمه سربازان قزلباش. ترکمن صحرایی که دیروز شاهد غصب زمینهایش از سوی رژیم پهلوی بود و امروز شاهد پایکوبی مزدوران جمهوری اسلامی است که مانورهای نظامیشان را در برابر چشمان این مردم سرکوب شده برگزار می کنند و چون جغدهای شوم شب ندا در می دهند که دیگر صدای آزادی را در این دیار نخواهید شنید. بنگرید که در آسمان دیارتان این گلوله ها و خمپاره های ما هستند که به پرواز در  می آیند. این ما هستیم که فریاد بر می آوریم و شما شاهدان ساکت جولانهای فاتحانه ما هستید.

آری دژخیمان رژیم مانورهای نظامیشان را در برابر مردم ساده روستاهای ترکمن به اجرا می گذارند تا برای همیشه در گوش این مردم بخوانند که سلاح ما همچنان به سوی شما و برادران ترکمنتان در آن سوی مرزها نشانه رفته است. آنها پس از مانورهای خود بی پروا و گستاخانه خمپاره های خنثی نشده خود را در مسیر روستاها رها می کنند ،  در واقع آثاری از توحش خود بر جای می گذارند و می روند. بی آنکه هرگز بیندیشند که انسانهایی در این سو زندگی می کنند که میدان مانور گذرگاه آنهاست و شاید این انسانهای بی گناه دچار حادثه ای در آن میدان شوند. .. و این چنین است که  آن حادثه ای که انتظارش می رود رخ می دهد. سه تن از جوانان بی گناه روستای چپرقویمه  بر اثر برخورد موتور سیکلتهایشان با خمپاره های خنثی نشده کشته می شوند. پیکرهایشان تکه تکه می شود. خون سرخ  آن بی گناهان به خونهای دیگر بی گناهان صحرای ترکمن می پیوندد. ناله ای جگر خراش از دل ترکمن صحرا بر می خیزد. زمین و زمان ماتم می گیرد و ناله مادران دلسوخته ترکمن چون هزاران ناله دیگر با ترنم نسیم خزری رفته رفته خاموش می شود. بی آن که آب از آب تکان بخورد. بی آنکه صدای آنها به گوش هیچ یک از منادیان حقوق بشر روی کره خاکی برسد. بی آنکه مقصران آن حادثه بی مسئولانه و شاید عامدانه در هیچ دادگاهی محکوم شوند. بی آنکه هیچ رسانه ملی ای ناله مردم ترکمن را انعکاس دهد. انگار نه انگار چند انسان بی گناه و بی خبر از همه چیز فجیعانه جان سپرده اند، انگار نه انگار  پدران و مادران ترکمن در داغ فرزندان خود از پای افتاده اند، انگار نه انگار حادثه ای رخ داده است.

آری اینجا ترکمن صحراست. سرزمینی که غاصبان آن هراز چند گاه با مانورهای نظامی قدرت تسلیحاتی خود را به رخ مردم مظلوم و بی پناه ترکمن می کشند. اینجا ترکمن صحراست  قربانگاه انسانهایی که صدایشان از گلوی هیچ مدعی آزادی خواهی و خقوق بشر در جهان بر نمی خیزد. انسانهایی که صدا و تاریخشان تنها در قلبهای هزار پاره شان ثبت شده است. آری اینجا ترکمن صحرای زبان بسته و خسته از آلام دژخیمان رژیم ملایان  است.

 

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی

                                             TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY

                                  TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION

 

 

برگزاري دادگاه بازداشت شدگان بندرتركمن بدون حضور وكيل مدافع

 

ميترا نيکزاد- روز اونلاین

سه شنبه، 9 بهمن 1386


از بندر ترکمن خبر مي رسد که دادگاه برخي بازداشت شدگان ناآرامي هاي بندرتركمن، بدون حضور وكيل ‏مدافع براي متهمان تشكيل شده است.‏

در حالي كه براساس قوانين ايران هر زنداني بايد از وكيل مدافع برخوردار باشد، تقريبا هيچ يك از متهمان از ‏توان مالي براي گرفتن وكيل مدافع برخوردار نيستند . درعين حال برخي ناظران محلي معتقدند هيچ وكيلي ‏دفاع ازمتهمان فوق را نمي پذيرد؛ چرا كه از يك سو جسارت اين كار را که مي تواند تبعاتي براي وکيل به ‏دنبال داشته باشد ندارد، و از سوي ديگر نتيجه دادگاه از پيش تعيين شده است و متهمان در همان زمان ‏دستگيري محكوم شده اند. همچنين هيچ وكيل تسخيري هم براي متهمان از سوي دادگاه در نظر گرفته نشده، ‏در حالي كه اين روال نيز يكي از روش هاي مرسوم در نظام حقوقي ايران است.‏

‏ اين روزها اهالي بندر تركمن شاهد حضور خانواده هايي هستند كه در جلوي دادگاه ها تجمع كرده اند تا از ‏وضعيت بستگان خود با خبر شوند، اما معمولا اطلاعات درستي به آنان داده نمي شود و درخواست اغلب آنان ‏براي ملاقات با زندانيانشان بي پاسخ مي ماند. در همين حال خبرها حاكي است براي آزادي برخي از اين ‏بازداشت شدگان قرار هاي وثيقه بيست ميليون توماني و بيشتر صادر شده كه تعيين اين رقم با توجه به سطح ‏گسترده فقر دراين شهر كوچك ساحلي و روستاهاي اطراف آن نامعقول به نظر مي رسد.‏

‏ برخي خانواده هايي كه وثيقه هاي فوق براي آزادي فرزندان وهمسرانشان صادر شده به خبرنگار روز گفتند: ‏اگر تمام دارايي و زندگي خود را نيز بفروشند، باز هم نخواهند توانست حتي بخشي از اين وثيقه را تهيه كنند. ‏آن ها تاكيد كردند كه اگر بيست ميليون تومان سرمايه اعم از مغازه ، زمين يا هرچيز با ارزش ديگر داشتند، ‏امروز شاهد كشته و زنداني شدن عزيزان خود براي صيد چند ماهي جهت سيركردن شكم خانواده نبودند.‏

در همين حال موج جديد دستگيري ها با ارسال احضاريه هاي جديد در بندرتركمن آغازشده است. اهالي ‏منطقه اعتقاد دارند تعداد زياد احضاريه ها نشان دهنده اين موضوع است كه ظاهرا نيروهاي حراست دريا و ‏فرمانداري بندرتركمن مي خواهند به اين وسيله مردم محروم و فقير را بيش از پيش تحت فشار قرار دهند. ‏خبرهاي رسيده حاكي است براي افرادي كه هيچ گونه دخالتي درماجرا نداشته اند نيز احضاريه ارسال شده که ‏به برخي خانواده ها بدبينند که اين کار با هدف اخذ جريمه از آنان صورت گرفته و درس عبرتي براي كساني ‏باشد كه درآينده بخواهند دست به اين گونه از اعترا ض ها بزنند.‏

‏ از سوي ديگر خبرهاي واصله حاكي است كه ايجاد جو رعب ووحشت و دستگيري ها به بهانه هاي مختلف ‏همچنان ادامه دارد. يكي از اهالي به روز گفت كه چند روز پيش هم محله ايش را كه در صف توزيع نفت، به ‏كمبود گاز ونفت انتقاد كرده بود، دستگير و روانه زندان كرده اند. ‏

‏ همچنين تعدادي از ماهيگيراني كه اصلا دخالتي در ناآرامي هاي اخير بندرتركمن نداشته اند و تنها به دليل ‏ترس از دستگير شدن، درهمان روزهاي اول از روستاهاي خود فرار كرده بودند، همچنان جرات بازگشت به ‏خانه هاي خود را ندارند؛ چرا كه مطمئن نيستند چه وضعيتي در شهر در انتظارشان خواهد بود.‏

برخي آگاهان محلي معتقدند بخش بزرگي از سازمان اطلاعات و امنيت استان گلستان در بندرتركمن تمركز ‏يافته و در ساختماني بزرگ كه قبلا مقر آموزش و پرورش بوده مستقر شده است. آنها مي گويند اين ساختمان ‏كه درظاهر تنها يك ساختمان معمولي اداره اطلاعات بندر تركمن است، داراي نيروها وامكانات بالقوه بسيار ‏بالايي است كه مي تواند درمواقع بروز بحران هاي قومي – قبيله اي به سرعت عمل كند. ‏

  http://www.azadtribun.net/Fa_6.htm