|
کاراجیچ با حکم تحویل به لاهه می جنگد

وکیل مدافع رادوان کاراجیچ، رهبر سابق صرب
های بوسنی، می گوید برای جلوگیری از صدور و اجرای حکم تحویل او به
دادگاه لاهه مبارزه خواهد کرد.
آقای کاراجیچ به اتهام نسل
کشی و جنایت علیه بشریت تحت تعقیب دادگاه بین المللی رسیدگی به جنایات
جنگی در یوگوسلاوی سابق است که در لاهه، هلند، واقع شده است.
وی روز دوشنبه در صربستان
دستگیر شد و سه روز مهلت دارد از جریان رسیدگی قضایی به دادخواست
دادگاه بین المللی برای تحویل به لاهه فرجام بخواهد.
ووک جرمیچ
وزیر خارجه صربستان گفت که بازداشت کاراجیچ نشان می دهد کشورش کاملا به
عضویت در اتحادیه اروپا متعهد است.
بازداشت کاراجیچ و سایر افراد
متهم به ارتکاب جنایات جنگی یکی از شرایط اصلی پیشروی صربستان به سوی
عضویت در اتحادیه اروپاست.
دو هفته قبل یک دولت تازه
متمایل به اروپا در صربستان زمام امور را به دست گرفت.
اولی رن، کمیسر گسترش اتحادیه
اروپا، گفت که این بازداشت صربستان را در وضعیت بهتری برای عضویت قرار
داده است و باید راه را برای روابط تجاری نزدیک تر هموار کند.
آقای کاراجیچ که 63 سال دارد
روز سه شنبه از سوی یک قاضی صرب مورد بازجویی قرار گرفت که حکم داد
باید مسترد شود. اما وکیل آقای کاراجیچ گفت او تجدید نظر خواهد خواست.
آقای کاراجیچ روز دوشنبه پس
از سیزده سال فرار، توسط نیروهای امنیتی کشور بازداشت شد.
وی در یک درمانگاه طب سنتی در
بلگراد پایتخت صربستان کار می کرده است. دادستان ها گفته اند که رهبر
پیشین صرب های بوسنی با استفاده از اسناد جعلی و از طریق طبابت سنتی،
زندگی قناعت بخشی به عنوان یک شهروند غیر صرب برای خود فراهم کرده بود.
تصویری که مقامات به
خبرنگاران نشان داده اند، رادوان کاراجیچ را در ظاهری بسیار متفاوت از
عکسهای پیشین وی، با موهای سفید و ریش بلندی نشان می دهد.
رادوان کاراجیج که به رهبری
عملیات نسل کشی مسلمانان بوسنی متهم است، پس از پایان جنگ در بوسنی تحت
تعقیب بین المللی قرار گرفت.
ده ها هزار تن در جنگ داخلی
بوسنی که از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ در جریان بود، کشته شدند.
این فرمانده صرب های بوسنی
متهم به رهبری عملیات کشتار ۷۵۰۰ مرد و پسر نوجوان مسلمان پس از سقوط
شهر سربرنیتسا در سال ۱۹۹۵ است.
آقای کاراجیج پس از توافقنامه
صلح دیتون در سال ۱۹۹۶ ناپدید شد و سازمان های اطلاعاتی غربی بیشتر از
یک دهه در پی او بوده اند.
او در این سال ها بین مناطق
صرب نشین بوسنی و صربستان در رفت و آمد بوده است.
راتکو ملادیج، فرمانده ارتش
صرب بوسنی و از دستیاران نزدیک آقای کاراجیچ نیز تحت تعقیب است و
تاکنون بازداشت نشده است.
دادستان کل دادگاه بین المللی
رسیدگی به جرایم جنگی در یوگسلاوی سابق از بازداشت رادوان کاراجیچ به
عنوان یک قدم بزرگ نام برده است.
سرژه برامرتز با ابراز خرسندی
از بازداشت آقای کاراجیچ، به مقام های صربستان و نیروهای امنیتی این
کشور به خاطر این موفقیت تبریک گفت.
به گفته او، این رخداد برای
قربانیان جنایت های جنگی در بوسنی و عدالت جهانی از اهمیت زیادی
برخوردار است.
BBC
توقیف نشریه دانشجویی «ستارخان»
در دانشگاه تبریز

ساوالان سسی: بنا به گزارشات
رسیده نشریه دانشجویی ستارخان که حول محور مسائل ملی آذربایجان در
دانشگاه تبریز منتشر میشد، توقیف شد.
به گزارش خبرنگار «ساوالان سسی» از تبریز، توقیف این نشریه بدون طی شدن
روال قانونی آن و بدون اطلاع مدیرمسئول این نشریه، حسین ادیبان و بدون
حضور او در جلسه بررسی تخلفات صورت گرفته است.
به گفته یکی از دانشجویان دانشگاه تبریز “ فشار نسبت به این نشریه
دانشجویی از زمان انتشار اولین شماره های آن بوده است بطوریکه نشریه ،
پس از شماره دوم خود در آبان ۸۴ بدون هیچ توضیحی از طرف مسئولين به مدت
۶ ماه منع انتشار شد و پس از انتشار شماره سوم آن در ارديبهشت ۸۵ با
شكايت هاي رسمي حراست دانشگاه جامعه اسلامي دانشجويان و اطلاعات سپاه
پاسداران آذربايجانشرقي مواجه و در تابستان ۸۵ مدير مسئول آن جهت دفاع
از اتهامات به كميته ناظر نشريات دانشگاه تبريز احضار شد.ولي با وجود
تبرئه و رفع اتهام همچنان از نشر مجدد آن ممانعت می گردید.
وی افزود:" اخیرا" با پيگيريهاي مجدانه دانشجويان هويت طلب دانشگاه و
مدير مسئول آن، شماره چهارم اين نشريه به همراه ويژه نامه اي با عنوان
«جنبش دانشجويي آذربايجان» در خرداد ۸۷ منتشر شده بود که شاید همان
ویژه نامه بهانه ای برای توقیف آن شد."
ودود اسدی دبیر اسبق انجمن
اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل بازداشت شد
حق:به دنبال دستگیری های گسترده فعالین دانشجویی، ودود اسدی دبیر سابق
انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل،عصر دیروز اول مرداد ، در منزل
مسکونی خود در شهر رشت بازداشت شد.ماموران پس از دستگیری نامبرده به
تفتیش و جستجوی خانه نیز پرداختند. اسدی که
در حال حاضر در زمین شناسی در دانشگاه آزاد رشت مشغول به تحصیل است
قبلا نیز به دلایل گوناگون چندین بار دستگیر شده است.
در حال حاظر از مکان نگهداری این فعال دانشجویی اطلاع دقیقی در
دست نمی باشد.
بی خبری از وضعيت دانشجويان
بازداشتی در تبريز

چند روز پس از بازداشت شماری از دانشجويان در تبريز، همچنان خبری از
سرنوشت آنها در دست نيست و فعالان مدافع حقوق بشر نگران اند که اين
بازداشت شدگان با بدرفتاری نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی مواجه باشند.
بنا به گزارش منابع دانشجويی در ايران، برادر يکی از بازداشت
شدگان نيز پس از مراجعه به زندان تبريز برای پيگيری وضعيت برادرش،
بازداشت شده است. همين گزارش ها می افزايند که
نهادهای امنيتی در تبريز، با تحت فشار قرار دادن خانواده افراد بازداشت
شده، آنها را از مصاحبه با رسانه ها بر حذر می دارند.
حسن رحيمی، فعال حقوق بشر در تهران، که در ارتباط نزديک با خانواده
بازداشت شدگان است، در گفت وگو با راديو فردا، در مورد بازداشت شدگان
در تبريز گفت: «سجاد رادمهر، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانيک و
عضو سابق شورای انجمن اسلامی دانشکده فنی، به همراه آقای فراز زهتاب و
آيدين خواجه ای، هفته گذشته در مقابل درب دانشگاه تبريز توسط ماموران
امنيتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند و تا اين لحظه هم هيچ
خبری به دست نيامده است. آنها در حال ترک جلسه دفاعيه پايان نامه آقای
رادمهر بودند که بازداشت شدند.»
رادیو فردا: آيا افراد ديگری هم در تبريز بازداشت شده اند؟
حسن رحيمی: اين سه نفر دانشجوي دانشگاه تبريز هستند و علاوه بر آنها،
مهندس داريوش حاتمی هم که از دوستان نزديک اين سه نفر است، بازداشت شده
است.
ماموران پس از بازداشت او به منزل همه اين افراد رفتند و آنجا را جستجو
کردند، اما مدرک خاصی پيدا نکردند. صبح روز يکشنبه هم برادر آقای
حاتمی، شاهرخ حاتمی، که دانشجوی دندانپزشکی در ترکيه است، در منزل شخصی
خود در تبريز توسط ماموران بازداشت شد و از محل ايشان هم اطلاع دقيقی
در دست نيست.
«ممکن است در بين افرادی که معمولا در آذربايجان بازداشت می شوند،
کسانی هم باشند که ادعای استقلال آذربايجان را داشته باشند، ولی من به
قطعيت می توانم بگويم که بيشتر اين افراد، حداقل در فعاليت های خود اين
طور نشان داده اند که قائل به قانون اساسی جمهوری اسلامی و منشورهای
بين المللی حقوق بشر هستند.»
حسن رحيمی، فعال حقوق بشر در تهران
تا به حال درباره اتهام اين افراد چه گفته شده است؟ خانواده هايشان که
به نهادهای انتظامی و قضائی در تبريز مراجعه کرده اند، چه جوابی گرفته
اند؟
تاکنون مراجعه خانواده اين افراد به زندان و اداره اطلاعات تبريز،
نتيجه ای نداشته است. به اينها گفته شده است که بعد از چند روز احتمالا
خبر مشخصی در اين رابطه به آنها اعلام می شود. البته گفته شد که سجاد
رادمهر روز شنبه تماس تلفنی کوتاهی با خانواده اش داشته و لباس گرم
خواسته است.
سابقه اين افراد چه بوده؟ آيا دليلی برای بازداشت آنها وجود دارد؟
هر پنج نفر بازداشت شده، در فعاليت های خود کاملا از شيوه های مدنی،
استفاده می کردند و به هيچ عنوان روش های غير مدنی را در پيش نمی
گرفتند. سجاد رادمهر يکی از اعضای انجمن ادبی سهند بود و همچنين مدير
مسئولی و سردبيری چند نشريه دانشجویی را هم به عهده داشت.
ظاهرا دليل اصلی اين دستگيری، تحصن بيست و دوم ارديبهشت ماه آقای
رادمهر است، که در اعتراض به کارشکنی مسئولان دانشگاه تبريز، در
برگزاری جلسه دفاع از پايان نامه اش، تحصن کرد و اين اقدام پس از
همراهی تعداد زيادی از دانشجويان، و با قول مساعد مسوولان دانشگاه به
پایان رسيد.
جلسه پايان نامه ايشان چندين بار توسط مسئولان دانشگاه لغو شده بود و
آقای رادمهر ناگزير شد که به تحصن و اعتصاب غذا در دانشگاه اقدام کند.
آقايان آيدين خواجه ای و فراز زهتاب نيز که از دانشجويان رشته حقوق و
عضو انجمن اسلامی دانشکده علوم انسانی هستند، آقای رادمهر را در اين
تحصن همراهی کرده بودند و همچنين اين دو نفر، به دليل مشارکت در تحصن
خرداد ۸۶، به دو ترم تعليق از تحصيل نيز محکوم شده بودند. مهندس داريوش
حاتمی فعاليت خاصی نداشته، ايشان افسر وظيفه ارتش است.
بيستم خردادماه هم آقای عسگر اکبرزاده، که از دانشجويان هويت طلب
دانشگاه پيام نور است، بازداشت شد که چند روز قبل به قيد وثيقه از
زندان آزاد شده است.
حميد والائی، از اعضای مجمع دانشگاهيان آذربايجانی، نیز نيز بيست و
پنجم تيرماه، زمانی که در ستاد خبری اطلاعات شهر تبريز حاضر شده بود،
بازداشت شد.
شما در معرفی يکی از دانشجويان، او را به عنوان فعال «هويت طلب» معرفی
کرديد. آيا می توان اين عنوان را برای همه دانشجويان بازداشت شده اخير
در تبريز به کار برد؟
همه اين دانشجويان به نوعی در ارتباط با خواسته های هويت طلبانه
بازداشت شده اند و فعاليت های اين تعداد نيز بيشتر در راستای احقاق
حقوق انسانی مردم آذربايجان بوده است.
اين عنوان «فعاليت هويت طلبانه» يا «هويت طلبی» به چه معنا است که
مخالفت مقامات رسمی را در پی دارد؟
در حال حاضر، فعالان هويت طلب، به کسانی اطلاق می شود که در راه احقاق
حقوق مردم آذربايجان درحال فعاليت هستند. خواسته اين ها، به رسميت
شناخته شدن زبان ترکی در مناطق ترک نشين و رفع تبعيضات زبانی و فرهنگی
و همچنين رفع تبعيض های اقتصادی در منطقه آذربايجان است.
ولی متاسفانه دولت حتی از ظرفيت های قانون اساسی جمهوری اسلامی و
همچنين آنچه در منشورهای بين المللی حقوق بشر نيز موجود هست، استفاده
نمی کند.
متاسفانه در مناطق غير فارس نشين، شاهد تبعيض های مختلفی هستيم و
بالطبع، دانشجويان اين مناطق در راستای احقاق حقوق قانونی خود تلاش می
کنند و به ناچار هزينه هایی را هم پرداخت می کنند.
آيا اين درست است که عنوان «فعاليت های هويت طلبانه» داشتن، به عنوان
فعاليت های تجزيه طلبی تلقی می شود؟
ممکن است در بين افرادی که معمولا در آذربايجان بازداشت می شوند، کسانی
هم باشند که ادعای استقلال آذربايجان را داشته باشند، ولی من به قطعيت
می توانم بگويم که بيشتر اين افراد، حداقل در فعاليت های خود اين طور
نشان داده اند که قائل به قانون اساسی جمهوری اسلامی و منشورهای بين
المللی حقوق بشر هستند.
آنها خواستار رفع تبعيض های موجود در آذربايجان هستند و در فعاليت های
اين افراد به هيچ عنوان فعاليت های تجزيه طلبانه ديده نمی شود. مگر در
مواردی بسيار خاص، که اگر بوده هم اين عده توسط نيروهای امنيتی بازداشت
شده اند. ولی در بين همين افرادی که در چند روز اخير بازداشت شدند،
فعاليت های تجزيه طلبانه به هيچ عنوان مشاهده نمی شود.
radiofarda.com
توضيح در باره يك احضاريه
طبق احضاريه اي كه به من فرستاده شده است من بايد در 13/6/87 در شعبه
اول دادگاه انقلاب اسلامي تبريز براي محاكمه به اتهام "تبليغ عليه
نظام" مورد محاكمه قرار گيرم - كه البته از نظر خود من كه شاهد سركوب
ها، زندان ها ، شكنجه ها و حذف هاي فيزيكي دوستانم بوده وهستم. اين
موضوع چندان مهم و پر اهميتي تلقي نمي شود چراكه اين كمترين هزينه اي
است كه يك انسان آزاد و عاشق زندگي براي رسيدن به مطالبات حق پرستانه ،
برابري طلبانه و آزاديخواهانه خود مي تواند بپردازد:
"زندگي زيباست اي زيبا پرست "
"زنده انديشان به زيبايي رسند"
" آنقدرزيباست اين بي بازگشت"
"كزبرايش مي توان از جان گذشت"
(مولوي)
البته گفتني ام كه اين اولين باري نيست كه من به عنوان يك منتقد سياسي-
اجتماعي براي محاكمه به دادگاه برده مي شوم ، قبلا نيز در سال 1368 مرا
به همراه پنج تن از دوستان همفكرم به دادگاه برده اند و درآنجا "آقاي
هشيار" قاضي وقت، مرا به هشت سال حبس تعزيري محكوم كرد كه من بعد از
تحمل بيش ازنصف حكم صادره ،از زندان تبريزآزاد شدم و بعد از آزادي ام
از زندان توسط كميته انضباطي دانشگاه به محروميت از تحصيل نيز محكوم
گرديدم و بعد از آن نيز از كليه فعاليت هاي اجتماعي منع شدم و از آن
روز تا به امروز به دليل مبارزات سياسي ام در شرايط سخت و ناعادلانه اي
بسر مي برده و مي برم ولي هيچ كدام از اين مشكلات و سختي ها مانع از آن
نگرديده تا من به حيات مستقل وآزاد خودم نپردازم و اعتراضم را در شرايط
مقتضي به زبان هاي مختلف كه يكي از آنها زبان نوشتن است ؛فرياد نزنم .
دلايل متعددي مي تواند براي ارسال اين احضاريه وجود داشته باشد كه از
جمله مي توان به موارد زير اشاره داشت:
مورد اول ترس حاكميت سلطه از نشر اخبار مربوط به حركت هاي اعتراضي است
به اين معنا كه آنها نمي خواهند تا جريان سركوب ها ، حذف هاي فيزيكي ،
شكنجه هاي رواني و جسمي كه نسبت به آزاديخواهان ، برابري طلبان و هويت
طلبان اعمال مي شود در هيچ رسانه داخلي و خارجي منتشر شود .چراكه در
صورت افشاء زير پوست بسياري از اين وقايع كه در شهرهاي مختلف اتفاق مي
افتد، رژيم توتاليتر حاكم بر سرزمين مادري ما منفور مردم بزرگ
آذربايجان و ساير مناطق كشور مي شود و از سوي مجامع جهاني نيز به زير
سوال برده مي شود ومجبور مي گردد تا ازطرف سازمان هاي حقوق بشري به نقض
حقوق بشر متهم شود چنانكه اخيرا سازمان عفو بين الملل در گزارشي اعلام
كرده است:
" طي سال گذشته حداقل 24 نفر درهر هفته اعدام و بيش از 64 نفر محكوم به
مرگ شده اند و ايران با 317 اعدام دراين سال رتبه دوم را دراين زمينه
دارد .
اين در حالي است كه بنا به گزارش عفو بين الملل تعداد اعدام ها در
ايران در سال پيش از آن 177 نفر بوده كه امسال به 317 نفر افزايش يافته
است . سياست اعدام در رژيم اسلامي همواره مورد انتقاد گروه هاي حقوق
بشر در جهان بوده است. در سپتامبر سال 2007 مجمع عمومي سازمان ملل با
اكثريت آراء قطعنامه اي را تصويب كرد كه بر اساس آن مجازات اعدام بايد
برچيده شود. اما بسياري از كشورها نظير ايران آن را اجراء نكرده اند."
...كه البته آوردن نمونه هايي از اين نوع رفتارهاي خلاف كنونسيوان هاي
خارجي را در كارنامه سياه عملكرد مسئولان رژيم اسلامي را فراوان ميتوان
مثال آورد .
دليل ديگري كه براي اين مورد مي توان عنوان كرد، مسئله ايجاد ترس و بيم
ورعب دربين فعالان جنبش هاي مختلف همچون جنبش دانشجويي ، زنان و هويت
خواهي است كه دستگاه سركوب رژيم مي خواهد تا با افزايش سركوب ها،
فشارها ، و تهديدها، و زندانها ،اعدام ها و ....جلوي رشد وبارور شدن
مطالبات مدني مردم را سد كند تا اينكه ديگر كسي جرات در خواست مطالبه
اي را درهيچ زمينه اي نداشته با شد.
امروزدرتمامي كشور بويژه درآذربايجان ما با حجم بالايي از سركوب ها
غيرانساني روبروهستيم درطي يك ماه بعد از يك خرداد سالگرد-اعتراض مردم
آذربايجان به توهين روزنامه ايران- چندين تن از فعالان حركت ملي
آذربايجان توسط نيروهاي سركوبگردر درگيري هاي متفرقه و نيزدرشكنجه گاه
هاي اداره اطلاعات تبريز كشته شده اند:
شهادت "قادر صديقي " ومصدوميت شديد دوستانش در جاده سنتو تبريز توسط
نيروهاي امنيتي و انتظامي .
مرگ دلخراش فعال با سابقه تبريزي "فرهاد محسني" در زير شكنجه عوامل
اطلاعاتي و تهديد خانواده اودرخصوص عدم اطلاع رساني حادثه پيش آمده يكي
ازتراژديك ترين حوادث چند هفته گذشته درَآذربايجان محسوب مي شود به
گفته يكي از اعضاء خانواده او، فرهاد به احتمال بسيار زياد بر اثر شوك
الكتريكي كه به خاطرگرفتن اعتراف به او وارد كرده اند ، جان خود را دست
داده است.
شهادت "حاج افشين عرفان خسروشاهي "از ديگر فعالان حركت ملي آذربايجان
كه بعد ازشكنجه هاي دردناك فراوان در محل كارش او حلق آويزكردند.
مرگ دو نفر موتور سوار در استان اردبيل كه به دلايل امنيتي خانواده
آنها از ذكر نام فرزندانشان ابا مي ورزند .
گذشته ازقتل هاي زنجيره اي اخير كه با بي رحمي ددمنشانه اي در
آذربايجان صورت گرفت است تعداد زيادي از فعالان در زندان هاي رژيم تحت
ناعادلانه ترين شرايط ممكن به سر مي برند. كه اسامي تعدادي از آنها به
شرح زير مي باشد:
اكبر حسن زاده ، جمشيد زارعي ، امير بنايي سابق ، حسن اسدي ، مهدي
نجاري شربياني ، محمد قراملكي ، حامد رضايي ، علي صديقي ، كمال اشرفي ،
احد رضوي ، عسكر اكبرزاده ، حسين حسيني ، ابراهيم جعفر زاده و ...
در يك برآورد كلي مي توان مدعي شد طي هفته هاي گذشته به دليل حجم بالاي
برخورد هاي غير انساني اعمال شده نسبت به فعالان سياسي ،حقو ق بشري ،
روزنامه نگاران در مناطق مختلف آذربايجان؛ سازمان هايي كه مدافعان حقوق
بشر محسوب مي شوند با نگراني بيشتري روند نقض حقوق بشر در منطقه
آذربايجان رادنبال كرده اند. سازمان عفو بين الملل از جمله اين نهادها
ي مدني است كه از رژيم اسلامي درخواست كرده است تا روند تزايدي سركوب
فعالان ناراضي متوقف نمايد. گفتني است اين نهادهاي حقوق بشري ، وزارت
اطلاعات و قوه قضاييه را متهم ساخته اند كه روند دادرسي عادلانه را
دربرخورد با متهمان ناديده مي گيرند.
وجود چنين فجايعي در جامعه بحران زده ما لزوم تمركز بيشتر رسانه هاي
آزاد را بسيار جدي تر مي كند.
دشمنان خدا و خلق و آزادي با عقول ناقص و بيمارازويروس تماميت خواهي و
انحصارگي خود گمان مي برند كه اگر مبارزان راه رهايي و برابري را مورد
آزار و اذيت قرار دهند ديگر كسي جسارت " نه " گفتن را ، جسارت اعتراض و
انتقاد ورزيدن را نخواهد داشت ؛ حال آنكه چنين تصور خامي در مورد ملت
بزرگ ما يك اشتباه استراتژيك است كه دشمنان ما مرتكب مي شوند.چراكه با
تشديد فضاي امنيتي در مناطق مختلف نفرت مردم روز به روز از رژيم
خودكامه حاكم بيشتر و بيشتر مي شود آنها گمان مي كنند كه با اين روش
سركوب كه در پيش گرفته اند جلوي انفجارات بزرگ سياسي را در مناطق مختلف
خواهند گرفت حا ل آنكه زلزله سياسي منظور نظر فعالان حقوق بشرو
آزاديخواهان اين سرزمين است؛ دير زماني است كه دارد خودش را نشان مي
دهد.
ما مردم مبارزي هستيم وازتجربه هاي تاريخي خود آموخته ايم كه هرگز
دربرابر ظلم و نابرابري و استبداد مذهبي وغير مذهبي تسليم نشويم ما در
گذر از گذرگاههاي پر مخاطره حيات ديناميكي خود آموخته ايم كه چون سرو
ايستاده زندگي كنيم و چون سروايستاده بميريم .
ما گر ز سربريده مي ترسيديم
درمجلس عاشقان نمي رقصيديم
شهناز غلامي
|